آب سیاسی نیست

تومان نیوز:به گفته معاون وزیر، ایران یکی از سخت ترین تابستان های نیم قرن اخیر را در سال 1400 تجربه می کند، درحالیکه میزان بارندگی نسبت به سال آبی گذشته بیش از 50 درصد کاهش یافته و ظرفیت آب در مخازن سدها 28 درصد کمتر است.

به گزارش پایگاه خبری تومان نیوز(toomannews)،آب سیاسی نیست، بخشی نیست و امکان توزیع عادلانه آن نیست چراکه آبی در میان نیست. سایه کم آبی بر سرزمین ایران به اندازه وسیع و سنگین شده که دیگر حرف از سازگاری با آن به میان آمده است. معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا و مدیرعامل شرکت مدیریت منابع آب کشور در گفت وگو با آینده نگر از راه حل ها می گوید و از مجموعه دستورالعمل هایی که به طور تفکیک شده برای آب در هر استان تهیه شده است. به گفته تقی زاده خامسی، آب، ابرچالش ایران در سال های آینده است تا اندازه ای که تشکیل دولتی برای آب الزامی است. دولتی که آب را یک مسئله سیاسی نبیند و بداند آب در قالب شعارها و وعده های بی پایه نمی گنجد. به گفته معاون وزیر نیرو، ایران یکی از سخت ترین تابستان های نیم قرن اخیر را در سال 1400 تجربه می کند، درحالیکه میزان بارندگی نسبت به سال آبی گذشته بیش از 50 درصد کاهش یافته و ظرفیت آب در مخازن سدها 28 درصد کمتر است.

*در مورد آب، به نظر می رسد تنها کاری که می کنیم چشم دوختن به آسمان است. یک سال که بارندگی زیاد است امیدواریم، و یک سال که کم است، زنگ های هشدار به صدا در می آید. گویی هیچ برنامه چندساله ای درباره آب وجود ندارد. ما درباره آب سوار یک الاکلنگ شدیم و در لحظه زندگی می کنیم.

در حل معضل کم آبی و برنامه نویسی برای آب، باید در گام نخست بپذیریم که ما در یک منطقه خشک زندگی می کنیم. 85 درصد از مساحت کشور ما، از مناطق خشک کشور است و تنها 15 درصد از مساحت کشور به عنوان منطقه نیمه خشک شناسایی شده است یعنی حتی این درصد کم هم از مناطق تر به شمار نمی رود. این یعنی به طور متوسط در سال، میزان بارندگی در کشور ما 250 میلی متر است. در استان هایی مثل یزد این رقم 70 تا 80 میلی متر است و در استانی مثل گیلان این عدد به 1500 میلی متر می رسد که در نهایت متوسط سالانه در کشور ما را به 250 میلی متر می رساند. این درحالی ست که متوسط بارندگی در جهان 750 میلی متر است یعنی ما یک سوم یا 30 درصد نسبت به متوسط بارندگی جهانی، بارندگی داریم.

نکته دوم اینکه 50 درصد جمعیت ایران در فلات مرکزی زندگی می کنند که تنها 20 درصد از منابع آب در آن وجود دارد. یعنی 50 درصد جمعیت کشور در مناطقی اند که سهم آن از کل منابع آب کشور 20 درصد است. پیامد نخست تمرکز جمعیت زیاد در مناطقی با منابع محدود، منازعات اجتماعی درباره آب است. دومین پیامد، انتقال آب است یعنی باید آب را از یک حوزه به حوزه دیگر ببریم که این تشدید کنننده درگیری ها و منازعات اجتماعی است.

*این منازعات اجتماعی که از آن می گویید چطور مانع مصرف بهینه و برخورداری همه مردم از منابع آب کشور است؟ یعنی صرفه نظر از اینکه منابع آب کم یا زیاد است، رفتاری وجود دارد که دسترسی به آب را دشوار می کند؟

بله. در ایران اگر کسی در جایی زندگی کند که یک جوی آب از جلوی خانه اش رد می شود، خود را صاحب آن می داند و مصرف خود را به بیشترین میزان می رساند. بالادستی ها به اندازه ای مصرف می کنند تا به پایین دستی ها آب نرسد. این را حق خودشان می دانند. در  بالادست نشینان این باور نهادینه شده که اگر من مصرف نکنم، کس دیگری آب را  می برد. در بعضی مناطق کشور می بینیم که کسی رفته و بالای کوه، کشاورزی راه انداخته و آب را تا ارتفاع 400 متر پمپاژ می کند. یعنی هم آب و هم برق زیادی مصرف می کند و این نکته که آیا این حرکت جنبه اقتصادی دارد یا نه، اهمیتی ندارد. تنها نتیجه ای که دنبال می کند این است که آب به پایین دست نرود.

*در این سال ها برای حل و فصل این منازعات یا مناقشات چه تدبیری اندیشیده شده است؟ اینکه بدانیم کشور ما خشک و نیمه خشک است و مشکل آب داریم، یک مسئله تاریخی است. در همین 40 سال گذشته چه کردیم؟

چندسال پیش قانونی نوشته شده به اسم قانون توزیع عادلانه آب. اما این قانون دیگر کارآمد نیست چراکه آبی وجود ندارد که بخواهیم عادلانه توزیع کنیم. در دوره دولت های نهم و دهم، سیاست هایی اجرا شد که معیشت مردم را بیش از همیشه به آب وابسته کرد و به منابع زیرزمینی کشور آسیب زد. گفتند هر کس می خواه چاه بزند  و کشت کند. این از خطاهای بزرگ در تاریخ آب ایران بود. خطایی که زندگی مردم را بیش از همیشه به آب پیوند زد. نتیجه این شد که علاوه بر 400 هزار و خرده ای حلقه چاه مجاز در کشور، بیش از 300هزار حلقه چاه غیرمجاز داریم. بدتر اینکه مردم از چاه ها به اندازه پروانه آب بر نمی دارند و خیلی بیشتر از میزان تعیین شده در پروانه آب از چاه می گیرند.

*پس ما قانونی برای آب نداریم؟

اینطور بگوییم که خلاهای قانونی یکی از مشکلاتی است که در مدیریت آب داریم. مشکل دوم، میان بخشی بودن مسئله آب است. یعنی آب به محیط زیست، کشاورزی، صنعت، فضای سبز مربوط است بنابراین به همه سازمان های متولی این امور مرتبط است.همه این سازمان ها در مسئله ذی نفعند و اگر همکاری نکنند مسئله آب در کشور حل نمی شود، به ویژه بخش کشاورزی. در اینجا وزارت نیرو به تنهایی نمی تواند معضل کم آبی را حل کند چراکه الگوی کشت کشاورز و تعیین آن در اختیار او نیست. وزارت نیرو آب را از سد رها می کند و به کشاورز تحویل می دهد اما نمی تواند تعیین کند که کشاورز هندوانه یا پیاز نکارد. سهم بخش کشاورزی از کل آب مصرفی 90 درصد است. سهم آب شرب 7 درصد است و از نظر تامین آب شرب شهری مشکلی نداریم. مشکل در بخش شهری مربوط به آبرسانی، تصفیه خانه ها و لوله کشی است و از نظر تامین چالشی نداریم. گرفتاری اصلی آب، در بخش کشاورزی است و خلاهای قانونی که برای مدیریت این وضعیت وجود دارد.

*در دوره دولت های یازدهم و دوازدهم برای آب برنامه ای تهیه شده؟ با توجه به درک مسئله میان بخشی بودن آب.

من ورشکستگی آبی را قبول ندارم. به نظر من با همین میزان آب محدود هم می توان جمعیت را اداره کرد و امنیت غذایی را تضمین کرد. براساس این باور که باید کشور را با کم آبی سازگار کنیم نه اینکه رهایش کنیم، کارگروه ملی سازگاری با کم آبی را با مصوبه دولت تشکیل دادیم. 

در کارگروه ملی سازگاری با کم آبی،  وزیر نیرو دبیر است و چهار وزیر و دو معاون رییس جمهور هم در این کارگروه عضوند. درواقع مصوبات کارگروه توسط  وزیر جهادکشاورزی،صمت، کشور و نیرو، رییس سازمان حفاظت از محیط زیست و برنامه و بودجه امضا می شود. در این کارگروه اطلاعات از پایین ترین سطح درباره وضعیت هر استان دریافت می شود. هر استانی درباره اینکه چقدر آب دارد و چقدر مصرف دارد گزارش می دهد و اینکه تا افق 1425 باید تا چه اندازه برداشت آب را کم کند. همه استان ها باید یک تا 5 میلیارد مترمکعب از میزان برداشت آب را کم کنند. این تکلیفی است که کارگروه تعیین کرده است. برای 31 استان در این کارگروه سند آب تهیه شده است. در دل آمایش سرزمین، آمایش آب را انجام دادیم. این اسناد سه هفته است که چاپ شده و به طور رسمی به هر استان ابلاغ شده تا سال 1425 باید چطور با منابع آب چه کند. 

حرکت دوم، تهیه لایحه آب و تصویب آن در مجلس است. با دریافت اطلاعات از پایین ترین سطوح درگیر با معضل آب در استان ها و دریافت پنج هزار صفحه نظر کارشناسی از اساتید دانشگاه و متخصصان، مقدمات لازم برای تصویب قانون آب تهیه کردیم و امیدوارم در این دولت این لایحه به مجلس برود. این دو کاری بود که به نظر ما برای مدیریت آب باید انجام می شد. ما در این دو کار، به دنبال تغییر ساختاری بودیم نه ساخت و ساز. یعنی دنبال سدساختن و شبکه سازی نبودیم.

*به سهم بالای بخش کشاورزی در هدررفت آب اشاره کردید. گویا در بدنه کشاورزی مقاومتی وجود دارد که روش های آبیاری تغییر کند.

با وجود حضور کارشناسان برجسته در وزارت جهاد کشاورزی، باوری در این وزارت خانه نهادینه شده است که صرفا به میزان تولید فکر می کند و توجهی به منابع آب ندارد و  حاضر نیست به کشاورز سخت بگیرد. برای آبیاری مدرن پول زیادی هزینه شده اما نمی بینیم جایی برداشت از چاه ها با پیاده سازی آبیاری مدرن کاهش پیدا کرده باشد. به همین دلیل است که می گوییم مسئله آب میان بخشی است یعنی به همراهی همه نیاز داریم. برای این مشکل باید چاره جویی کرد. کشور امروز به جایی رسیده که آبی برای کشت نداریم اما حتی دولت نتوانست کاری بکند. در سال 96 دولت جز استان های گیلان و مازندران، هیچ استانی حق کشت برنج ندارد. اما امروز می بینیم که در 17 استان کشور برنج می کارند درحالیکه مردم آب برای خوردن ندارند. در مناطقی که از نشست زمین چاله های یک و نیم متری ایجاد شده، برنج کشت می شود. در اینجا وزارت جهاد کشاورزی باید ورود کند  و کار از دایره اختیارات وزارت نیرو خارج می شود. اما همان باوری که به آن اشاره کردم، مانع است.

*با توجه به مسئله منازعات اجتماعی که به آن اشاره کردید به نظر می رسد بتوانیم بگوییم مافیایی وجود دارد که نمی گذارد بخش ها در مسئله آب هماهنگ شوند؟ آیا این فساد نیست؟

من دوست ندارم از کلمه هایی مثل مافیا و فساد استفاده کنیم و به نظر من اینطور نیست. در کشور ما هرکس در  هر پُستی قرار می گیرد، حاضر به فکر کردن به بخش های دیگر نیست. درواقع این رویکردهاست که درست نیست. هر وزارت خانه ای می خواهد آمار تولید خود را بالا ببرد اما توجهی ندارد که به چه قیمتی این آمار رشد می کند. هیچ کس فکر نمی کند 30 درصد از منابع آب در کشور ما از دست رفته است. یعنی جمعیت ایران نسبت به سال های آغاز انقلاب اسلامی 2.5 برابر شده اما ظرفیت آب قابل استحصال در کشور 30 درصد کمتر شده است. ظرفیت آب قابل استحصال در آن سال ها 130 میلیارد متر مکعب بوده که به 90 میلیارد مترمکعب رسیده است.

*نهادهای نظارتی در کشور کم نداریم. مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه هم  بازوی نظارتی دارند و حاکمیت هم نهادهای ناظر بر اجرای قوانین کم ندارد. چرا وقتی چاهی غیرمجاز حفر می شود، کسی جلوی آن را نمی گیرد؟

این را نباید از من بپرسید. باید از نهادهای نظارتی بپرسید که چرا به ماجرا ورود نکردند. اما وقتی یک چاه غیرمجاز را می بندند، صدای صد نفر در می آید.

*خب این همان فسادی است که من گفتم و شما گفتید دوست ندارید از این کلمه استفاده کنیم.

از خبرنگارهای جوان زیاد می شنویم که می گویند مافیا و فساد  اما من می گویم فشار و لابی گری یا رویکردهای نادرست و عدم فهم ماجراست.

*بله. ماجرای لابی گری هم هست.  برای مثال قرار بود فولاد مبارکه اصفهان در هرمزگان ساخته شود اما گفتند به اصفهان برود و در خشک ترین منطقه کشور الان یک صنعت آب بر ایجاد شده است. با همین فشار و لابی گری.

بله. همه صنایع آب بر در کشور ما باید به سواحل برود. در مناطقی از اصفهان آب برای خوردن نداریم اما ذوب آهن داریم و این حرف درست است.

*الان در موعد برگزاری مناظره های انتخابات ریاست جمهوری هستیم. به نظر شما مسئله آب دغدغه دولتمردان آینده است یا خیر؟

به نظر من ابرچالش ایران در سال های آینده بی آبی است  و بارها گفته ام که باید یکی از نامزدها می آمد و می گفت می خواهم دولت آب تشکیل دهم. این را به عنوان یک متخصص می گویم نه به عنوان مدیر. آب اَبرچالش ایران است اما اینطور نیست که نتوانیم برای آن کاری کنیم. به نظر من راه حل داریم و مهم ترین آن درک موضوع میان بخشی بودن آب است. وزارت نیرو شرح وظایفی دارد و به تنهایی نمی تواند معضل آب را حل کند چراکه ابزارهای قانونی لازم را در اختیار ندارد. لازم است برای حل معضل آب همه دست به دست هم دهیم. نه اینکه وزیر کشاورزی به خودکفایی و افزایش تولید تشویق شود و هرچه آب زیرزمینی داریم را به هزینه گزاف به پای محصولات آب بر بریزیم. کتابی که ما در کمیته سازگاری با کم آبی برای هر استان منتشر کردیم، راه حل خوبی برای سازگاری با کم آبی است. باید برای سازگاری با کم آبی هم قسم شویم و به دستورالعمل هایی که دراین کتاب آمده و برای هر استان به تفکیک تهیه شده، وفادار بمانیم. ما باید پای برنامه ها بایستیم. همه استان ها می خواهند کشاورزی کنند، صنعت راه اندازی کنند و گردشگری پررونق داشته باشند اما ظرفیت های متناسب با انجام همه این کارها را ندارند. بنابراین درک آمایش آب و سرزمین در همه استان ها برای غلبه بر کم آبی و سازگاری با اقلیم خشک و نیمه خشک ایران ضروری است. مسئله آب را سیاسی نکنیم. آب یک مسئله فنی و اساسی است و در قالب مبارزات انتخاباتی و شعارهای سیاسی نمی گنجد.

*بد نیست بدانیم که دولت سیزدهم در چه سالی از نظر منابع آب و بارندگی سر کار می آید.

تا همین امروز که با شما صحبت می کنم، میزان بارندگی نسبت به سال گذشته  آبی یعنی سال 98-99، 52 درصد کمتر است. هم چنین نسبت به 52 سال گذشته، میزان بارندگی 40 درصد کمتر بوده است. در مجموع در 52 سال گذشته، امسال خشک ترین سال است. البته ما در سال گذشته، تنگنای آبی امسال را پیش بینی کرده بودیم بنابراین از آب سدها با وسواس استفاده شده است. در بخش موجود مخازن در سدها نسبت به سال گذشته 27 تا 28 درصد بیشتر عقب نیستیم. توانستیم دوسال پیش آب ناشی از سیل را در سدها نگه داری و مدیریت کنیم. اگر شرایطی که امسال داریم ادامه پیدا کنید، با مشکلات جدی رو به رو خواهیم شد./ گفت وگو از زینب کوهیار/ آینده نگر


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
SecImgSes
* نظر:
گالری
نگاه تومان نیوز