تومان نیوز:روند ۲۴ ساله شاخص نرخ حقیقی دلار نشان میدهد که «دلار خیلی گران» امروز نه حاصل یک تغییر مقطعی بلکه نتیجه انباشت سیاستهای سرکوب ارزی، وابستگی به نفت و شوکهای سیاسی پیاپی است.
به گزارش پایگاه خبری تومان نیوز(toomannews)، دلار در اقتصاد ایران تنها وسیله مبادله با خارج نیست و به شاخصی از اعتماد و ثبات سیاسی و اقتصادی تبدیل شده است. هر بار که کشور با شوکی بیرونی از تحریمهای نفتی و بانکی گرفته تا بحرانهای سیاسی و امنیتی روبهرو شده، بازار ارز اولین جایی بوده که واکنش نشان داده است. این واکنشها به ویژه در چند سال گذشته معمولاً شدید بوده و نشان میدهد که اقتصاد ایران در برابر نااطمینانیها توان کافی برای مقاومت ندارد. بررسی روند نرخ حقیقی دلار نشان میدهد ارزش واقعی ریال طی این سالها بیش از دو برابر کاهش یافته است. به بیان دیگر، آنچه ما امروز با عنوان «دلار خیلی گران» تجربه میکنیم، نه یک تغییر مقطعی بلکه نتیجه سالها انباشت نااطمینانی و ضعف تابآوری اقتصادی است.
شاخص نرخ حقیقی دلار ؛ از «دلار ارزان» تا «دلار خیلی گران»
برای تحلیل تحولات بازار ارز، صرف نگاه کردن به نرخ اسمی دلار کافی نیست. آنچه اهمیت دارد «نرخ حقیقی دلار» است؛ شاخصی که تغییرات نرخ ارز را با تفاوت تورم داخلی و خارجی ترکیب میکند و نشان میدهد ارزش واقعی ریال در برابر ارزهای خارجی چگونه تغییر کرده است. اگر تورم داخلی از شرکای تجاری بیشتر باشد اما نرخ ارز ثابت بماند، در عمل ریال تقویت شده و کالاهای وارداتی ارزانتر میشوند. برعکس، اگر شاخص بالای ۱۰۰ قرار گیرد، به این معناست که ریال تضعیف شده و دلار واقعی گرانتر شده است. بررسی شاخص نرخ حقیقی دلار از سال ۱۳۸۰ نشان میدهد که بازار ارز ایران پنج دوره کاملاً متفاوت را پشت سر گذاشته است.
دوره دلار ارزان (۱۳۸۰ تا ۱۳۸۶)
در ابتدای دهه ۱۳۸۰ و پس از یکسان سازی نرخ ارز، شاخص نرخ حقیقی دلار طی شش سال پیوسته کاهش یافت و در سال ۱۳۸۶ به حدود ۵۶ رسید. معنای این روند آن است که ریال در برابر دلار واقعی تقویت شده و دلار ارزانتر شده است. درآمدهای بالای نفت و سیاست تثبیت نرخ ارز از سوی دولت، عامل اصلی این وضعیت بودند. نتیجه این سیاستها افزایش واردات، کاهش رقابتپذیری صادرات غیرنفتی و شکلگیری بیماری هلندی بود.
دوره تحریمها و جهش اولیه (۱۳۸۷ تا ۱۳۹۱)
با آغاز تحریمهای بانکی و سپس نفتی، شاخص نرخ حقیقی روند صعودی گرفت. این شاخص که در سال ۱۳۸۷ حدود ۵۳ بود، تا پایان سال ۱۳۹۱ به بیش از ۹۱ رسید. هرچند این سطح فاصله زیادی با اوجهای بعدی داشت، اما برای نخستین بار پس از یک دهه نشان داد که اقتصاد ایران در برابر فشار بیرونی تابآوری کمی دارد. جهش سال ۱۳۹۱ بهویژه در نیمه دوم سال همزمان با کاهش صادرات نفت و محدودیتهای مالی بود که بهسرعت در بازار ارز تخلیه شد.
آرامش نسبی برجام (۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶)
امضای توافق هستهای و گشایش نسبی در روابط خارجی، شاخص را دوباره به محدوده ۶۰ تا ۷۰ بازگرداند. این کاهش بیانگر تقویت نسبی ریال بود. با این حال، کاهش شاخص بیش از آنکه ناشی از اصلاحات ساختاری باشد، نتیجه انتظارات مثبت و دسترسی بهتر به منابع ارزی بود. در عمل، پایههای شکنندگی همچنان پابرجا ماندند.
جهش بزرگ پس از خروج آمریکا از برجام (۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹)
مقطع ۱۳۹۷ نقطه عطفی در تاریخ بازار ارز ایران است. با خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریمهای ثانویه، شاخص نرخ حقیقی دلار شتاب گرفت و در سال ۱۳۹۹ به رکورد تاریخی ۱۹۶ رسید. این عدد به معنای تضعیف شدید ارزش واقعی ریال و گران شدن بیسابقه دلار بود. در این دوره، نااطمینانی سیاسی و انتظارات تورمی، نقش پررنگتری از متغیرهای اقتصادی صرف داشتند.
تثبیت در سطح بالا (۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴)
از ۱۴۰۰ به بعد، شاخص اگرچه نسبت به اوج ۱۳۹۹ کمی تعدیل شد، اما همچنان در محدوده ۱۳۰ تا ۱۸۰ نوسان کرده است. این سطح بالا نشان میدهد حتی با بهبود نسبی صادرات نفت یا افزایش درآمد ارزی، بازار ارز ایران به وضعیت پیشین بازنگشته است. در سال ۱۴۰۴ شاخص بار دیگر به بالای ۱۷۰ رسید که بیانگر استمرار نااطمینانی و شکنندگی اقتصاد در برابر شوکهای سیاسی و خارجی است.
چرا دلار در برابر شوکهای بیرونی اینقدر حساس است؟
بازار ارز ایران در طول دو دهه گذشته به یک شاخص فوری نااطمینانی سیاسی تبدیل شده است. تحریمهای شورای امنیت در سال ۱۳۹۰، خروج آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷، جنگ ۱۲ روزه و فعال شدن فرآیند مکانیسم ماشه نمونههایی هستند که نشان میدهند نرخ دلار واقعی به محض وقوع بحران سیاسی یا ژئوپلیتیکی واکنش نشان میدهد. دلیل این موضوع آن است که فعالان اقتصادی در فضای بیاعتمادی و خاطره تاریخی جهشهای ارزی، به محض افزایش ریسک سیاسی، داراییهای خود را به دلار تبدیل میکنند.
از سوی دیگر، اقتصاد ایران به شدت به درآمدهای نفتی وابسته است. هر بار که صادرات نفت محدود شده یا دسترسی به درآمدهای ارزی کاهش یافته، عرضه دلار به بازار کم شده و نرخ جهش کرده است. به بیان دیگر، چون منبع اصلی تأمین ارز کشور تکمحصولی است، هر شوک بیرونی میتواند توازن بازار را بههم بزند.
افزایش مداوم کسری بودجه و جبران آن از طریق چاپ پول، موجب رشد شدید نقدینگی شده است. بخشی از این نقدینگی به محض بروز نااطمینانی سیاسی به سمت بازار ارز حرکت میکند و دامنه نوسانات را چند برابر میسازد.
بازار ارز ایران کمعمق و تا حد زیادی دستوری است. نبود ابزارهای پوشش ریسک، محدودیت در معاملات آتی و فقدان شفافیت باعث شده کوچکترین شوک بیرونی بهجای جذب در بازار، بهصورت یک جهش بزرگ نمایان شود.
ترکیب این عوامل باعث شده اقتصاد ایران تابآوری لازم در برابر شوکها را از دست بدهد. به زبان ساده، وقتی یک اقتصاد متنوع، شفاف و باثبات باشد، شوکهای بیرونی به آرامی جذب میشوند. اما در ایران، هر نااطمینانی سیاسی مستقیماً در بازار ارز تخلیه میشود. این یعنی «دلار خیلی گران» در واقع نماد هزینه بالای نااطمینانی و نبود تابآوری در اقتصاد است.
دلار خیلی گران خواهد ماند؟
بررسی شاخص نرخ حقیقی دلار از سال ۱۳۸۰ تا امروز نشان میدهد که مسیر بازار ارز ایران دیگر به عقب بازنمیگردد. «دلار خیلی گران» واقعیتی است که نهتنها از سطح بالای قیمت، بلکه از شکنندگی ساختار اقتصاد خبر میدهد. هر بار نااطمینانی سیاسی شدت گرفته شاخص جهش کرده است؛ از تحریمهای بانکی و نفتی گرفته تا خروج آمریکا از برجام و تنشهای منطقهای. این جهشها نشان دادهاند که اقتصاد ایران تابآوری لازم را برای جذب شوکها ندارد و فشارهای بیرونی بهطور مستقیم در نرخ ارز تخلیه میشود.
دلار در ایران فقط یک ارز خارجی نیست؛ به دماسنجی تبدیل شده که سطح نااطمینانی و بیثباتی اقتصادی را لحظهبهلحظه نشان میدهد. از همینرو، «دلار خیلی گران» معنایی فراتر از گرانی یک کالا دارد. این عبارت در واقع نماد هزینه بالای نااطمینانی سیاسی و ضعف نهادی اقتصاد ایران است.
راهحل این وضعیت نه در کنترل دستوری بازار ارز، بلکه در اصلاحات ساختاری و نهادی نهفته است. تنوعبخشی به منابع ارزی و کاهش وابستگی به نفت، کنترل کسری بودجه و مهار رشد نقدینگی، تقویت شفافیت و عمق بازار ارز و مهمتر از همه، کاهش ریسکهای سیاسی و بازگرداندن اعتماد به آینده اقتصاد. تا زمانی که این اصلاحات صورت نگیرد، هر شوک بیرونی میتواند بار دیگر نرخ ارز را به جهشهای تازه و پرهزینه بکشاند. به بیان دیگر، «دلار خیلی گران» بیش از آنکه نشانه یک بازار پرنوسان باشد، سندی است بر اینکه اقتصاد ایران در برابر نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی تابآوری کافی ندارد.