تومان نیوز: اقتصاد جهانی در ظاهر تصویری امیدوارکننده ارائه میدهد. رشد تولید ناخالص داخلی جهان در سال ۲۰۲۵ حدود ۲.۸ درصد ثبت شده و برآوردها از تداوم رشد ۲.۷ درصدی در سال ۲۰۲۶ حکایت دارد. تجارت بینالملل ادامه دارد، مصرف خانوارها متوقف نشده و بازار کار در بسیاری از اقتصادهای بزرگ باثبات مانده است.
به گزارش پایگاه خبری تومان نیوز(toomannews)، اما این تصویر، تنها نیمه روشن ماجراست. زیر پوست این اعداد، نشانههای جدی از شکنندگی، نابرابری و فشارهای ساختاری دیده میشود که میتواند این «تابآوری ظاهری» را بهسرعت از بین ببرد.
رشد کمتر از استاندارد تاریخی
اگرچه رشد فعلی مثبت است، اما همچنان پایینتر از میانگین پیش از همهگیری قرار دارد؛ دورهای که اقتصاد جهان بهطور متوسط ۳.۲ درصد رشد میکرد. این فاصله نشان میدهد اقتصاد جهانی هنوز نتوانسته خسارتهای انباشته سالهای اخیر را جبران کند.
به بیان ساده، رشد وجود دارد، اما برای بازسازی رفاه و توسعه کافی نیست.
فشار معیشتی؛ شکاف بین آمار و زندگی واقعی
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، درآمد سرانه رشد ضعیفی داشته و کاهش فقر بسیار کند پیش میرود. همزمان، هزینههای زندگی شامل غذا، مسکن و خدمات اساسی افزایش یافته و دستمزدها از تورم عقب ماندهاند.
نتیجه این روند، کاهش قدرت خرید خانوارها و فرسایش سطح زندگی است؛ حتی در شرایطی که اقتصاد روی کاغذ در حال رشد نشان داده میشود. به همین دلیل، تجربه واقعی مردم با آمار رسمی همخوانی ندارد.
بدهی دولتها؛ تهدیدی برای توسعه
یکی از بزرگترین ریسکهای فعلی، تنگنای مالی دولتهاست. هزینه بازپرداخت بدهی سهم فزایندهای از بودجه عمومی را میبلعد و منابع لازم برای آموزش، سلامت، زیرساخت و سرمایهگذاری اقلیمی را محدود میکند.
در بسیاری از اقتصادهای نوظهور، هزینه استقراض بالا و نوسان سرمایه باعث شده دولتها دقیقاً در زمانی که به سرمایهگذاری بیشتر نیاز دارند، مجبور به کاهش هزینهها شوند. این چرخه، رشد را تضعیف و فقر را تشدید میکند.
به این ترتیب، بدهی از یک ابزار مالی به مانعی برای توسعه تبدیل شده است.
فناوریهای نو؛ فرصت یا شکاف جدید
هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال و انرژیهای پاک میتوانند موتورهای رشد آینده باشند. اما واقعیت این است که منافع این فناوریها عمدتاً در اختیار اقتصادهای پیشرفته قرار گرفته است.
کشورهای کمدرآمد به دلیل محدودیت منابع مالی و ضعف زیرساخت، امکان بهرهگیری مؤثر از این فرصتها را ندارند. در نتیجه، شکاف توسعهای در حال عمیقتر شدن است.
همزمان رقابت بر سر مواد معدنی حیاتی مانند لیتیوم و عناصر نادر خاکی، تنشهای ژئواقتصادی و محدودیتهای تجاری را افزایش داده و خطر شکلگیری بلوکهای اقتصادی بسته را تقویت کرده است؛ روندی که میتواند تجارت جهانی را کندتر کند.
نااطمینانی و ریسکهای مالی
نااطمینانی سیاستی، نوسان بازارهای سرمایه و افزایش هزینه تامین مالی تجارت، از دیگر تهدیدهای پیشروی اقتصاد جهانی است. سرمایهگذاران در چنین فضایی محتاطتر میشوند و پروژههای بلندمدت به تعویق میافتد.
اگر این وضعیت ادامه یابد، حتی تابآوری فعلی تجارت جهانی نیز ممکن است پایدار نماند و اقتصاد وارد فاز رشد پایینتر شود.
بحران اقلیمی؛ ریسک بزرگتر از همه
در کنار همه این چالشها، بحران اقلیمی به مرحلهای خطرناک رسیده است. افزایش انتشار کربن، سیلها، خشکسالیها و موجهای گرما، خسارتهای اقتصادی و انسانی سنگینی ایجاد کردهاند.
الگوی فعلی رشد همچنان کربنمحور است؛ مدلی که نه پایدار است و نه قابل تداوم. بدون سرمایهگذاری گسترده در گذار سبز و تامین مالی ارزان برای سازگاری اقلیمی، رشد اقتصادی آینده با ریسک جدی مواجه خواهد شد.
جمعبندی
اعداد رشد اقتصادی بهتنهایی نمیتوانند سلامت واقعی اقتصاد جهانی را نشان دهند. رشد فعلی اگرچه مانع رکود شده، اما برای کاهش فقر، بهبود رفاه و ایجاد توسعه پایدار کافی نیست.
آزمون واقعی سالهای پیشرو این است که آیا سیاستگذاران میتوانند بدهیها را مدیریت کنند، سرمایهگذاری مولد را افزایش دهند، نابرابری را کاهش دهند و گذار اقلیلی را جدی بگیرند یا خیر.
در غیر این صورت، رشد ۲ تا ۳ درصدی امروز، تنها یک ثبات موقت خواهد بود؛ نه نشانهای از آیندهای امن.





















