تومان نیوز: شاهین چراغی، صاحبنظر بازار سرمایه، با اشاره به تجربههای تلخ گذشته در حوزه سپردهها و اوراق ارزی، معتقد است موفقیت صندوقهای سرمایهگذاری ارزی بیش از هر چیز به شفافیت سازوکار اجرایی، تعیین دقیق نهاد ناظر و نحوه تأمین و بازپرداخت ارز وابسته است.
به گزارش پایگاه خبری تومان نیوز(toomannews)، راهاندازی صندوقهای سرمایهگذاری با درآمد ثابت ارزی موافقان و مخالفانی دارند، طرحی که تحت نظارت بانک مرکزی و سازمان بورس و اوراق بهادار راه اندازی می شود و هدف آنها جمعآوری منابع ارزی و هدایت آن به سمت طرحهای صادراتمحور است.
در همین رابطه، شاهین چراغی، تحلیلگر بازار سرمایه، در گفتوگو با اقتصادنیوز با اشاره به سابقه ابزارهای ارزی در اقتصاد ایران گفت: تجربه اوراق مشارکت ارزی در دولت اصلاحات نشان داد که اگر سازوکار شفاف باشد، سرمایهگذار خارجی میتواند به چنین ابزارهایی اعتماد کند. در آن دوره اوراق مشارکت ارزی منتشر شد، سرمایهگذاران ریالی خرید کردند اما بازپرداخت اصل و سود بهصورت ارزی انجام شد و همین موضوع جذابیت و اعتماد ایجاد کرد.
تحلیلگر بازارهای مالی معتقد است صندوق ارزی حتی با سود صفر، در صورت شفافیت، نقدشوندگی و قیمتگذاری مبتنی بر بازار میتواند به ابزاری برای حفظ قدرت خرید مردم تبدیل شود.
وی افزود: در مقابل، تجربه سپردههای ارزی در دولتهای بعدی، بهویژه در دورهای که بانکها سپرده ارزی جذب کردند اما در زمان بازپرداخت، تعهدات را با نرخهای دستوری و ریالی تسویه کردند، ضربه جدی به اعتماد عمومی وارد کرد. این اتفاق ذهنیت منفی عمیقی در جامعه نسبت به هر ابزار ارزی ایجاد کرده که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
سوالات کلیدی درباره صندوق های سرمایه گذاری ارزی
چراغی با اشاره به بحث صندوقهای سرمایهگذاری ارزی گفت: امروز درباره این صندوقها دو پرسش اساسی وجود دارد؛ نخست اینکه مردم باید ارز بیاورند یا ریال؟ و دوم اینکه اگر ارز میآورند، این ارز چگونه دریافت، نگهداری و در نهایت بازپرداخت میشود. این پرسشها هنوز پاسخ روشنی ندارند و همین ابهام، کار را سخت میکند.
وی گفت: اگر قرار باشد مردم با ریال یونیت صندوق ارزی بخرند، باید مشخص شود این ریال چگونه و از چه مسیری به ارز تبدیل میشود. فروشنده ارز چه نهادی است؟ آیا دولت ارز میفروشد؟ آیا این ارز از محل صادرات یا درآمدهای نفتی تأمین میشود؟ نرخ تبدیل چگونه تعیین خواهد شد؟ اگر تمام این فرآیندها با نرخ مصوب بانک مرکزی انجام شود، شاید از منظر تئوریک قابل دفاع باشد، اما در عمل باید دید آیا امکانپذیر است.
دولت با محدودیت های ارزی روبرو است
این صاحبنظر بازار سرمایه افزود: اگر سناریوی دیگر مدنظر باشد و مردم ارز فیزیکی یا اسکناس ارزی به بانکها تحویل دهند و در مقابل یونیت صندوق دریافت کنند، چالشها دوچندان میشود. در این حالت، باید دقیقاً مشخص شود در زمان سررسید، اصل سرمایه و سود چگونه و با چه نرخی به سرمایهگذار بازپرداخت خواهد شد. چرا که دارنده ارز در حال حاضر میتواند دارایی خود را در بازار آزاد بفروشد و از آربیتراژ استفاده کند و طبیعتاً وارد ابزاری میشود که مزیت مشخص و مطمئنتری داشته باشد.
چراغی با تأکید بر وضعیت ارزی کشور تصریح کرد: واقعیت این است که دولت با محدودیتهای ارزی مواجه است. بنابراین وعده پرداخت سود ارزی ۸ تا ۱2 درصدی، هرچند روی کاغذ جذاب به نظر میرسد، اما در عمل نیازمند پشتوانه بسیار قوی و پروژههای واقعاً ارزآور است. بسیاری از طرحها میتوانند سودآور باشند، اما مسئله اصلی مسیر تبدیل ریال به ارز و سپس بازگشت ارز به سرمایهگذار است.
وی افزود: تا زمانی که اسناد اجرایی، دستورالعملها و داکیومنتهای رسمی منتشر نشود، نمیتوان درباره عملیاتی بودن این صندوقها به جمعبندی رسید. به نظر من، شاید روشهای سادهتر و کمریسکتری برای تأمین مالی ارزی وجود داشته باشد و نیازی به پیچیدهسازی بیش از حد نباشد.
بدعهدی دولتها در حوزه ارز
این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به نمونه انرژیهای تجدیدپذیر گفت: برای مثال، اگر دولت متعهد شود برق تولیدی از پنلهای خورشیدی را واقعاً بهصورت ارزی خریداری کند، میتوان آن را مبنای طراحی یک ابزار سرمایهگذاری ارزی قرار داد؛ به شرط آنکه ارز حاصل، مستقیماً به حساب سرمایهگذار واریز شود. مشکل اینجاست که سابقه بدعهدی دولتها در حوزه ارز، اعتماد به چنین تعهداتی را دشوار کرده است.
چراغی تأکید کرد: اجرای چنین طرحهایی غیرممکن نیست، اما بسیار سخت است. نمیتوان صرفاً با تصویب یک مقرره انتظار داشت مردم از آن استقبال کنند. ذهنیت منفی شکلگرفته در بازار باید با شفافیت کامل، تضمینهای اجرایی و عملکرد موفق در عمل اصلاح شود.
نهاد ناظر صندوق های ارزی کجاست؟
وی با اشاره به اهمیت نهاد ناظر گفت: هنوز مشخص نیست نهاد ناظر این صندوقها بانک مرکزی است یا وزارت اقتصاد. اگر محوریت با بانک مرکزی باشد، بهدلیل تجربههای گذشته، احتمال استقبال پایین خواهد بود. از سوی دیگر، اگر این ابزار در چارچوب بازار سرمایه تعریف شود، باید از ابتدا وضعیت مالیاتی، معاملاتی و حقوقی آن کاملاً روشن باشد.
این تحلیلگر بازار سرمایه افزود: بازار ارز در حال حاضر بهعنوان بخشی از بازار سرمایه به رسمیت شناخته نشده و همین موضوع ابهامهای مالیاتی ایجاد میکند. باید مشخص شود آیا معافیتهای مالیاتی ابزارهای بازار سرمایه به این صندوقها نیز تسری پیدا میکند یا خیر. تجربه ما در پذیرش اوراق کالایی در بورس کالا نشان داد که اگر این مسائل از ابتدا حل نشود، سالها چالش و مکاتبه در پیش خواهد بود.
چراغی در پایان گفت: توصیه من این است که ابتدا یک صندوق ارزی در ابعاد محدود و معقول راهاندازی شود، تمام مکانیزمها بهصورت شفاف تعریف شود و عملکرد آن در پرداخت بهموقع اصل و سود سنجیده شود. اگر این آزمون با موفقیت طی شود، میتوان به توسعه تدریجی این ابزار امیدوار بود؛ درست همان مسیری که بازار سرمایه و بورس کالا طی کردند و امروز از اعتماد عمومی بالایی برخوردارند.





















