تومان نیوز:تحلیل عمیق از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی ایران؛ فقر، بیکاری و تورم چگونه جامعه و آینده جوانان را به مرز انفجار رسانده است؟
به گزارش پایگاه خبری تومان نیوز(toomannews)، سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم دکتر مسعود نیلی، تصویری تلخ اما واقعگرایانه از وضعیت کنونی ایران ترسیم میکند؛ تصویری که از انباشت بحرانها، غفلتهای سیاستی و فشارهای فزاینده بر جامعه، بهویژه جوانان، پرده برمیدارد. این یادداشت نه روایت یک حادثه مقطعی، بلکه شرح مسیری است که سالها پیش آغاز شده و امروز به نقطهای حساس و خطرناک رسیده است.
جامعهای در سوگ و خشم پنهان
در مدتزمانی کوتاه، جان باختن هزاران شهروند، بهخصوص جوانان، زخمی عمیق بر پیکره اجتماعی کشور برجای گذاشت. کشوری که برای افزایش جمعیت خود هزینههای کلان میپردازد، به شکلی ناگهانی سرمایه انسانیاش را از دست داد. این اتفاق نهتنها خانوادهها را داغدار کرد، بلکه احساس اندوه، خشم فروخورده و بیاعتمادی را در سطح جامعه گسترش داد.
جوانانی بدون شغل و تحصیل
بخش بزرگی از جمعیت جوان کشور نه در حال تحصیل است و نه وارد بازار کار شده است. این وضعیت، جامعه را به فضایی مستعد انفجار اجتماعی تبدیل کرده؛ جایی که ناامیدی و بیهدفی میتواند به خشم جمعی بدل شود.
توقف اشتغالزایی و گسترش جمعیت وابسته
از اواخر دهه ۱۳۹۰، روند ایجاد شغل عملاً متوقف شده است. در حالی که میلیونها نفر به جمعیت در سن کار اضافه شدهاند، بازار کار ظرفیت جذب آنها را نداشته و حتی بخشی از شاغلان نیز از چرخه اشتغال خارج شدهاند. نتیجه این روند، افزایش سریع جمعیت وابسته و فشار مضاعف بر اقتصاد و نظام رفاهی است.
امید چندانی ندارم؛ ولی نمیتوانم نسبت به آینده غمبار محتمل این سرزمین عزیز هم بیتفاوت باشم و سکوت اختیار کنم. تاکیدی، توصیهای، درخواستی، خواهشی و حتی التماسی، اگر بتواند به ادامه حیات این مادر عزیز و جلوگیری از سقوط آن از این پرتگاه هولناک، کمک کند، چه باک.
افت رفاه و گسترش فقر
کاهش درآمد واقعی خانوارها
رشد اقتصادی کشور سالهاست که متوقف شده و درآمد سرانه واقعی مردم نسبت به یک دهه قبل کاهش یافته است. این افت درآمد، بهطور مستقیم کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار داده؛ از کاهش مصرف مواد غذایی ضروری گرفته تا دشواری در تأمین دارو و خدمات درمانی.
افزایش جمعیت زیر خط فقر
در سالهای اخیر، میلیونها نفر به جمعیت فقیر کشور اضافه شدهاند. این ارقام از منظر حکمرانی، زنگ خطری جدی محسوب میشوند؛ چراکه فقر گسترده، بنیانهای اجتماعی و ثبات کشور را تضعیف میکند.
تورم مزمن؛ فشار بیوقفه بر معیشت
تورمهای بالای چند سال اخیر، تجربهای کمسابقه برای جامعه ایران بوده است. رشد مداوم قیمتها، بدون افزایش متناسب دستمزدها، فاصله معیشتی را عمیقتر کرده و نارضایتی را در میان حقوقبگیران، بهویژه کارکنان دولت و بخش عمومی، افزایش داده است. در چنین شرایطی، فرسایش انگیزه کاری و افزایش زمینههای فساد دور از انتظار نیست.
نابرابری؛ شکاف عمیق میان طبقات
تورم بالا نهتنها فقرا را فقیرتر کرده، بلکه ارزش داراییهای ثروتمندان را نیز با سرعت بیشتری افزایش داده است. شکلگیری این شکاف طبقاتی، جامعهای ناپایدار میسازد؛ جامعهای که در آن، بخشی برای نیازهای اولیه میجنگد و بخشی دیگر در رفاه افراطی زندگی میکند.
کوچک شدن نقش دولت در زندگی مردم
در دهههای گذشته، درآمدهای نفتی امکان مداخله گسترده دولت در اقتصاد و رفاه عمومی را فراهم میکرد. اما امروز این نقش بهشدت کاهش یافته است. با این حال، اگر نظام حکمرانی همچنان با انتظارات گذشته از جامعه مواجه شود، تعارض و نارضایتی تشدید خواهد شد.
فشار روانی، فساد و احساس تبعیض
انتشار اخبار مربوط به بودجههای غیرشفاف، فسادهای کلان و سبک زندگی برخی وابستگان مسئولان، در کنار فشارهای معیشتی، جامعه را به مرز انفجار روانی رسانده است. این احساس تبعیض، بهویژه برای جوانانی که آیندهای روشن پیش روی خود نمیبینند، بهشدت آزاردهنده است.
جوانان؛ کانون اصلی بحران
جوانان امروز با ترکیبی از بیکاری، فقر، ناامیدی، اضطراب ناشی از تنشهای سیاسی و چالشهای فرهنگی روبهرو هستند. شغل، مسکن و یک زندگی معمولی برای بسیاری از آنها به رؤیایی دوردست تبدیل شده است. در عین حال، مقایسه مداوم خود با همسالانشان در سایر کشورها، این شکاف روانی را عمیقتر میکند.
هشدار نهایی؛ خشم را باید فهمید
اگر نظام حکمرانی، ریشههای اقتصادی و اجتماعی نارضایتی را نادیده بگیرد و تنها در مرحله بروز بحران وارد عمل شود، نتیجهای جز طغیانهای پیشبینیناپذیر نخواهد داشت. خشم انباشتهشده نیازمند درک علمی، برخورد کارشناسانه و اصلاحات فوری است.
راهی جز عقلانیت و اصلاح باقی نمانده است
پایان دادن به منازعات فرسایشی، بازنگری در سیاستهای اقتصادی، کاهش نابرابری و ارائه چشماندازی روشن برای آینده، تنها مسیر کاهش تنشهاست. قدرت واقعی کشور نه در واکنشهای هیجانی، بلکه در تصمیمگیریهای بلندمدت و واقعبینانه نهفته است.





















