تومان نیوز:بازار سرمایه را نمیتوان جدا از وضعیت کلی اقتصاد تحلیل کرد؛ در چنین شرایطی، پرسش فقط این نیست که بورس در ماههای آینده صعودی خواهد شد یا نزولی؛ مسئله اصلی این است که چه عواملی میتوانند سرمایهگذار را به ماندن در اقتصاد ایران و مشارکت در فعالیتهای مولد ترغیب کنند.
به گزارش پایگاه خبری تومان نیوز(toomannews)، مرتضی افقه، اقتصاددان، معتقد است تا زمانی که چشمانداز کوتاهمدت و بلندمدت اقتصاد مثبت نباشد، نمیتوان انتظار ورود مستمر سرمایه به بازار سهام را داشت. از نگاه او، در شرایط کنونی، متغیرهای سیاسی و روابط خارجی بر سیاستهای اقتصادی داخلی غلبه دارند؛ با این حال، عبور از وضعیت موجود تنها به رفع تنشهای خارجی محدود نمیشود و اصلاحات عمیق ساختاری نیز ضرورتی انکارناپذیر است.
با توجه به تورم بالا چه عواملی در انتخاب بازار سرمایه از سوی سرمایهگذاران تعیینکننده است؟
طبیعی است افرادی که صاحب سرمایه یا نقدینگی هستند، به دنبال بازاری باشند که بالاترین بازدهی را برای آنها ایجاد کند. از این منظر، میان بازار سهام و سایر بازارهای دارایی، از جمله مسکن، ارز و طلا، رقابت جدی برای جذب سرمایه وجود دارد. با توجه به بیثباتی شرایط اقتصادی، احتمالاً نقدینگی به سمت بازارها و داراییهایی حرکت خواهد کرد که علاوه بر برخورداری از بازدهی مناسب، از نقدشوندگی بالاتری نیز برخوردار باشند.
در شرایطی که نرخ تورم بالا است و سودآوری بخش تولید، که بازار سرمایه نیز به آن وابسته است، پایینتر از سطح مورد انتظار سرمایهگذاران قرار دارد، بازار سرمایه جذابیت چندانی برای جذب نقدینگی نخواهد داشت. با این حال، در شرایط فعلی و با توجه به نرخ تورم موجود، به نظر میرسد بخش تولید بهطور کلی توان رقابت با این سطح از تورم را ندارد و بسیاری از تولیدکنندگان نمیتوانند سودی بالاتر از نرخ تورم ایجاد کنند. بنابراین، سرمایهگذار در انتخاب میان بازارهای مختلف ممکن است بیش از آنکه صرفاً به میزان سود اسمی توجه کند، به این مسئله بیندیشد که کدام بازار یا دارایی، زیان کمتری در برابر تورم به او تحمیل میکند و ارزش واقعی سرمایه او را بهتر حفظ خواهد کرد.
سیاست اقتصادی دولت چه اندازه به بهبود وضعیت بورس و افزایش جذابیت سرمایهگذاری کمک میکند؟
سیاستگذار اقتصادی، اعم از دولت یا بخشهای غیردولتی، الان نقش فعال ندارند و نمیتوانند داشته باشند. دولت، به دلیل اثرات جنگ، دیگر قدرت حمایت خیلی بالایی نخواهد داشت. بنابراین، متغیر فعال همچنان متغیر سیاست خارجی است و سیاستگذار داخلی، در بهترین حالت، شاید بتواند وضع موجود را حفظ کند. افزایش نرخ ارز، هرچند سیاستی بحثبرانگیز و نادرست تلقی میشود، در کوتاهمدت میتواند برای برخی شرکتهای صادراتمحور مزیت ایجاد کند. شرکتهایی مانند پتروشیمیها و فولادیها، در صورت تداوم صادرات، از نرخ بالای ارز منتفع میشوند و میتوانند همچنان برای سرمایهگذاران جذابیت داشته باشند. با این حال، این اثرگذاری بهتنهایی نمیتواند مسیر کلی بازار سرمایه را تغییر دهد.
نقش تحولات سیاسی را در تعیین مسیر بازار سرمایه چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا سیاستهای اقتصادی داخلی میتوانند بهتنهایی مسیر بورس را تغییر دهند؟
متغیرهای سیاسی و روابط خارجی در حال حاضر نقش تعیینکنندهتری در اقتصاد و بازار سرمایه دارند. در مقابل، سیاستگذاران اقتصادی کشور، از جمله بانک مرکزی، وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان برنامه و بودجه، در شرایط فعلی بیشتر در موقعیتی منفعل قرار دارند و نقش تعیینکنندهای در جهتدهی به متغیرهای اقتصادی ایفا نمیکنند. حتی در مواردی که سیاستهای این نهادها اثرگذار است، این آثار عمدتاً کوتاهمدت و با دامنه کم هستند. بنابراین، در مقطع کنونی، متغیر سیاسی را باید متغیر غالب در اقتصاد کشور دانست. بازار سرمایه نیز از این قاعده مستثنی نیست و تا زمانی که تکلیف متغیرهای سیاسی و روابط خارجی روشن نشود، نمیتوان انتظار داشت بورس روندی مثبت و پایدار را تجربه کند.
با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی کشور، چشمانداز بازار سرمایه در میانمدت و بلندمدت چگونه است؟
تا زمانی که تکلیف جنگ، تحریمها و تنشهای منطقهای مرتبط با ایران مشخص نشود، نمیتوان برآورد دقیقی از آینده ارائه کرد. بر اساس اطلاعات و شرایط موجود، چشمانداز فعلی چندان مثبت نیست. از سوی دیگر، هم برخی کارشناسان نظامی داخلی و هم کارشناسان بینالمللی و سیاسی، چه ایرانی و چه آمریکایی، احتمال تداوم یا تشدید تنشهای نظامی را مطرح میکنند. بنابراین، مادامی که وضعیت «نه جنگ و نه صلح» بر کشور حاکم باشد، پیشبینی روندهای اقتصادی با ابهام جدی مواجه خواهد بود.
در شرایط جنگ و بیثباتی اقتصادی، میتوان صنایع مشخصی را بهعنوان گزینههای باثباتتر برای سرمایهگذاری معرفی کرد؟
در شرایط جنگ، اگرچه بسیاری از واحدهای اقتصادی با کاهش فعالیت، افت تولید یا حتی توقف مواجه میشوند، اما در مقابل، برخی واحدها نیز به دلیل ماهیت فعالیت خود میتوانند فعالتر شوند و حتی رونق بیشتری پیدا کنند. از جمله این صنایع میتوان به تولیدکنندگان مواد غذایی، محصولات بهداشتی و کالاهای مرتبط با سلامت اشاره کرد که محصولات آنها در چنین شرایطی همچنان مورد نیاز مردم است و تقاضای خود را حفظ میکند. البته در شرایط فعلی، اغلب شرکتها از سودآوری بالایی برخوردار نیستند و نمیتوان انتظار داشت که همه صنایع عملکرد مطلوبی داشته باشند. استثنا عمدتاً مربوط به شرکتها و صنایعی است که تولیدکننده کالاهای اساسی و ضروری هستند؛ کالاهایی که مردم در هر شرایط اقتصادی و حتی در دوره جنگ ناچار به تهیه آنها هستند. بنابراین، این گروه از صنایع میتوانند همچنان مشتری داشته باشند و حتی با افزایش تقاضا و رونق نسبی مواجه شوند. در مقابل، کالاهای لوکس و محصولاتی که در گروه نیازهای غیرضروری قرار میگیرند، در دوره جنگ و تشدید بیثباتی اقتصادی معمولاً با کاهش تقاضا و رکود مواجه خواهند شد. به همین دلیل، صنایعی که کالاهای ضروری و مورد نیاز مردم را تولید میکنند، از منظر اقتصادی نیز شرایط متفاوتی دارند. این صنایع معمولاً از کشش قیمتی و کشش درآمدی پایینتری برخوردارند.
برای اینکه سرمایهگذاران خرد و کلان بهصورت مستمر وارد بازار سرمایه شوند، چه شرایطی باید فراهم شود؟
سرمایهگذاران، چه سرمایهگذاران خرد که از طریق بازار سهام و بورس وارد سرمایهگذاری میشوند و چه سرمایهگذاران کلان داخلی یا خارجی، برای اینکه زمینه مشارکت پیدا کنند، باید دو چشمانداز کوتاهمدت و بلندمدت مثبت داشته باشند. در کوتاهمدت، تا زمانی که جنگ بهصورت کامل، نه بهصورت آتشبسهای موقت تمام نشده باشد، اتمام جنگ، برداشتن همه تحریمها، رفع موانع مراودات مالی و پولی و رفع تنشهای منطقهای در صورت برطرف نشدن، رونقی در کل اقتصاد ایجاد نخواهد کرد. ممکن است بهصورت زیگزاگی، کم و زیادهایی ایجاد شود، اما رونقی ایجاد نخواهد شد. تا زمانی که تحولات عمیق ساختاری در بخشهای غیراقتصادی، در ساختارهای سیاسی، در ساختار نگرشی و بینشی و ارزشی که منجر به یک ساختار ناکارآمد بوروکراسی و مدیریتی شده است، اصلاح نشود، تولید و اقتصاد کلاً جذبهای برای سرمایهگذار نخواهد داشت. این اصلاحات نیز در میانمدت و بلندمدت انجام میشوند. در غیر این صورت، سودآوری بلندمدت بسیاری از صنایع ضروری، در میانمدت و بلندمدت، در شرایط بیثبات فعلی، بالا نخواهد بود./صدای بورس